آخرین خوناشام

ان موجود که زمانی ترسناک و اکنون حدوداً دارای شخصیتی رمانتیک در اذهان عمومی است هرچه باشد همیشه بشر را در عین حال که ترسانده به خودش هم جلب کرده . تمام گزارشاتی که در تاریخ برای این موجود ثبت شده است یا نشان از بشر فانی در آن است و یا نشانه از موجودی نامیرا و غیر انسانی که توان مردن را ندارد. هرچه باشد نمونه های تاریخی و مستند خوناشامان بشر فانی بوده که دست مایه اعتقادات قرون وسطا در باره موجودی ماورایی شده اند . اغلب این داستانهای آن دوران از دو موجود صحبت میکنند که یکی خوناشامانند و دیگری گرگینه ها . همچنین دارای توانایی های ماورایی و تغییر فرم که در نهایت این موجود را به شیطانی تشنه به خون انسان تبدیل کرده است . برخی از داستانها به این میپردازد که افراد گناهکاری که در شرایط و خیمی دچار مرگ میشوند بعد از خاک سپاری از تابوتهایشان بیرون آمده و به شکار شبانه میپردازند . و البته این داستانها هم هست که افرادی که توسط خوناشام گاز گرفته میشوند خود تبدیل به این موجود میشوند . و تنها مورد و نظریه که قابل احترام بوده و از قالب داستان خارج میشود به آقای مونیگ سامرز در کتاب خوناشامانش برمیگردد که این ایده را ارائه میدهد که در واقع خوناشام تجسد فیزیکی از روح نا آرامی فردی است که در طول زندگی خود به هنرهای تاریک میپردازد و به شیاطین و پرستششان پناه میبرد. حال کدام نظریه بیشتر قابل تایید است هنوز معلوم نیست
مونیگ سامرز در کتابش به روشهای کلاسیک طرد و مقابله با این موجود ماورایی میپردازد که اولین آن فرو کردن چوبی در قلب این موجود است . البته با جدا کردن کامل سرش هم میتوان او را نابود کرد. و بهترین آن همانا سوزاندن این موجود است . که بدین سان وجود ناپاکش توسط آتش از زمین زدوده میگردد. در کتابش سامرز همچنین مینویسد. این جانور هنگامه که کشته میشود چون مدت مدیدی از مرگش میگذرد و در واقع چون زمان برایش گذشته ولی خود در این وضعیت مانده بوده بعد از کشته شدن به ناگه جسدش تبدیل به خاک میگردد . که به این نتیجه میرسیم که هر وقت خوناشامی کشته شود باید سریعا به خاک بدل گردد. سامرز در کتابش این گزارش را هم ثبت کرده که آب مقدس مانند اسید وجود این موجود را میسوزاند . این موجود از نشانه صلیب میهراسد .این وسیله و وسایل مقدسی نظیر این. این موجود را ضعیف میکند . البته این موجود از گیاهان و درختان خاصی هم بیزار است که در میان این ها مشهور ترین سیر است همچنین در این کتاب آمده که این موجود نسبت به فلز نقره ضعیف بوده و گلوله ای نقره ای که توسط کشیشی تبرک شود کشنده ترین صلاح برای این موجود است . تنها باید محتاط بود که در زیر نور ماه در شبانگاه و مخصوصا هنگام بدر کامل این عملیات انجام نشود چون این موجود در قوی ترین حالت خود بوده و سریعا خود را ترمیم خواهد کرد . البته در عالم جادوگری رابطه فلز نقره و ماه کاملا مشخص است و میدانیم که تابش نور ماه روی فلز نقره تمام خاصیت این فلز را خنثی کرده و تا حدودی به سمت عکس هم پیش میبرد . شایان ذکر است که کتاب سامرز تنها مورد کتابی است که از دوران قرون وسطی اروپا از این موجود و روشهای مبارزه با آن به ما اطلاعات میده و صحت و سقم این مطلب با خود نویسنده است

در گزارشات مستند تاریخی مهمترین نمونه خوناشامی فردی به اسم والاد دراکولا پسر دراکول نام دارد . که در زمان معاصر به چنین فردی صفت سادیستی حاد اطلاق میگردد تا خون آشام . قابل تذکر است که هیچ گزارشی از نوشیدن خون انسان و یا خوردن گوشت انسان از این پرنس ترنسیلوانیا ( واقع در رمانی کنونی ) در دست نمیباشد . ولی گزارشات متعددی از تدارک بزم و مراسم شام در میان قربانیان که غرقه در خون و بر روی سر نیزها بودن موجود است . در حالی که نمونه بارز دیگر که "کنتس الیزابت باتوری " است بیشتر شبیه خوناشام است .مستند است که در سال 1560 در همان مکان یعی ترانسیلوانیا بدنیا آمده و زن یکی از نوادگان والاد دراکولای افسانه ای بوده . این خانم برای اینکه طراوت و جوانیش را از دست ندهد به این نتیجه میرسد که باید از خون بانون جوان استفاده کند بری این منظور او ندیمگان زن زیادی را استخدام میکند که هیچ کدام آنها بعد ها دیده نمیشوند و مفقود میگردند . شاهدان عینی گزارش داده اند که در قصر این بانوی خوناشام این دختران بخت برگشته مورد شکنجه قرار میگرفتند . قطع عضو شده و خون آنها بصورت کامل از بدنشان کشیده میشد . که کنتس روانی ما بعد در حمامی که توسط این خونها جمع آوری شده از دختران جوان به پا میشد استحمام میکردن و اغلب هنگام استحمام از این خون هم می آشامیدن . در بین سالهای 1600 و 1610 حدود 600 تا 650 دختر جوان توسط این کنتس سلاخی شدند که این رکورد کنتس الیزابت را به بزرگترین قاتل زنجیره ای تمام دوران کره زمین تبدیل میکند . این واقعه تا هنگامی که دختران طبقات اشرافی شروع به ناپدید شدن کردن در پرده ای از ابهام بود و تنها در آن زمان بود که حکومت بلغارستان نیروی که توسط یکی از خویشاوندان خود الیزابت رهبری میشود به نام کنت کیورگی تورزو به قصر این کنتس جهت شبی خون گسیل می کند . ترس و وحشتی که آنها موقع حمله هنگام رویا رویی با چنین صحنه ای تجربه کردند بینهایت جانکاه و وصف ناپذیر بوده . تمام دست اندر کاران این جنایت در همان قصر اعدام میشوند و خود کنتس روانی در یکی از اتاقهای قصرش برای ابد زندانی میگردد .
به هر حال هر دوی این نمونه ها خانم کنتس الیزابت و والاد دراکولا خوناشامان مستند تاریخی بوده و هر دو بشر فانی بوده اند و نه موجودی ماورایی و یا موجودی نامیرا . و شاید همین واقعیت است که این هیولاها را بیش از پیش ترسناک کرده است .