
یکی از اسرارآمیزترین پروندههای قتل قرن گذشته به نام کوکب سیاه یا black dahlia . کوکب سیاه در حقیقت نام مستعاری بود که برای قربانی این جنایت خونین یعنی «الیزابت شارت» هنرپیشه جوان آن روزهای هالیوود انتخاب شده بود. با اینکه عده بسیار زیادی به عنوان مظنون در این پرونده دستگیر شدند اما قاتل اصلی هرگز پیدا نشد و راز این جنایت برای همیشه در هالهای از ابهام باقی ماند.

روز 15 ژانویه 1947 زنی به اسم «بتی برسینگر» که به همراه دختر سه سالهاش درحال عبور از خیابان کم رفتوآمد نورتن بود، در میانه راه وقتی از کنار پارک لیمرت در نزدیکی هالیوود میگذشت با صحنه وحشتناکی روبهرو شد؛ صحنهای که یکی از اسرارآمیزترین پروندههای قتل قرن گذشته را رقم زد و با نام «بلک دالیا» یا کوکب سیاه مشهور شد؛ کوکب سیاه در حقیقت نام مستعاری بود که برای قربانی این جنایت خونین یعنی «الیزابت شارت» هنرپیشه جوان آن روزهای هالیوود انتخاب شده بود. با اینکه عده بسیار زیادی به عنوان مظنون در این پرونده دستگیر شدند اما قاتل اصلی هرگز پیدا نشد و راز این جنایت برای همیشه در هالهای از ابهام باقی ماند.
وقتی که بتی برسینگر به همراه دختر سه سالهاش عازم مغازه کفشفروشی شد هیچوقت فکرش را هم نمیکرد که با جسد خونین زنی جوان روبهرو شود. او که با دیدن جسد شوکه شده بود، به سرعت دختر خود را از آنجا دور کرد و بعد خودش با دقت بیشتر به جسدی که در کنار سطل زباله انداخته شده بود نگاه کرد؛ جسد متعلق به زنی بود که سر و وضع مناسبی داشت و به نظر نمیرسید فقیر یا خیابان گرد باشد. بتی که از دیدن این صحنه شوکه شده بود، نزد دخترش برگشت و سعی کرد تا جایی که میتواند از محل حادثه دور شود.
زمانی که به یک خیابان شلوغتر رسید، تازه به خودش آمد و تصمیم گرفت موضوع را به پلیس هم اطلاع بدهد. به این ترتیب ماموران پلیس تحقیقاتشان را آغاز کردند و پس از بررسی اثر انگشت این جسد ناشناس توسط افبیآی مشخص شد جسد متعلق به الیزابت شارت 22 ساله است؛ هنرپیشه جوانی که به تازگی قدم در راه شهرت گذاشته بود. اثر انگشت الیزابت به خاطر یکبار دستگیری در سالهای قبل در اداره پلیس وجود داشت و همین مساله کار افبیآی را راحت کرد.

بدن او به چند تکه تقسیم شده و خون بسیاری که از بدنش رفته بود به دلیل سردی هوا کاملا خشک بود. بریدگی عمیقی هم روی صورتش از گوشه لبش تا گوشش ایجاد شده بود؛ این شیوه که در آن زمان توسط تعدادی زیادی از قاتلان و جنایتکاران در سراسر آمریکا انجام میشد به لبخند گلاسکو شهرت داشت. مشخصات الیزابت بعد از کشف جسد به این ترتیب اعلام شد: «قد: یک متر و 65 سانتیمتر، وزن: 52 کیلوگرم، رنگ چشم آبی و موهای قهوهای تیره» اثری که روی کمر و زانوهای او وجود داشت نشان میداد که قبل از مرگ با طنابی محکم بسته شده بود، حتی شواهد نشان میداد که مدتی از پاهایش هم آویزان بوده است.
با اینکه استخوانهای الیزابت اثری از شکستگی نداشتند اما خونریزیهای داخلی نشان میدادند که قبل از مرگ به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به گفته متخصص پزشکی قانونی، الیزابت به خاطر ضربه شدیدی که به سرش وارد شده از هوش رفته و از شدت خونریزی جان خود را از دست داده بود.
این طور که مشخص بود الیزابت در مکان دیگری به قتل رسیده و سپس به این پارک آورده شده بود زیرا با اینکه طبق شواهد خون زیادی از بدنش رفته بود ولی زمین اطراف خیلی هم خونین نبود. قاتل، تمام آثار انگشت و مدارک احتمالی را از بین برده بود و همین امر باعث شد تا کوچکترین سرنخی از او به دست نیاید.

الیزابت در زمان مرگ دامنی سیاه و بلوزی ابریشمی به تن داشت، به همین خاطر خبرنگاران نام او را کوکب سیاه گذاشتند. البته این انتخاب دلیل دیگری هم داشت و آن هم این بود که از آنجا که الیزابت در جمع هالیوودیها هم بیشتر از لباسهای مشکی استفاده میکرد، بین آنها با این نام شناخته میشد. اما نکته عجیب اینجا بود که خبرنگارانی که در ابتدا او را بیگناه دانسته و برایش دل میسوزاندند، با گذشت زمان شیوه زندگی او را دلیل مرگش دانستند. آنها معتقد بودند زندگی به دور از خانواده برای این دختر جوان خطرناک بوده و در نهایت برایش مرگ به ارمغان آورده است.
تحقیقات پلیس و بازداشت مظنونین
در 23 ژانویه ،بستهای به دست جان سنت جان، افسر پرونده قتل الیزابت رسید که شامل شناسنامه، کارت شناسایی، چند عکس از الیزابت و چندین نام متفاوت بود که روی کاغذی نوشته شده بودند. یکی از این نامها متعلق به شخصی به اسم مارک هانسن بود که در بازجوییها مشخص شد آخرین نفری بوده که الیزابت را در روز نهم ژانویه ملاقات کرده است. پس از آن روز هیچکس از الیزابت خبری نداشت و همه گمان میکردند که او در اوایل سال نو برای دیدن خانوادهاش به ماساچوست رفته است. به همین خاطر، نبودن الیزابت هیچکس را نگران نکرده بود، حتی دوستان صمیمیاش را.
بعد از کشف جسد، تا 25 ژانویه بارها و بارها محل جنایت بازرسی شد تا اینکه کیف دستی و کفش الیزابت در یک سطل زباله دیگر کمی دورتر از جایی که جسد الیزابت انداخته شده بود، پیدا شد. در جریان این تحقیقات و با توجه به لیستی که فردی ناشناس در اختیار پلیس قرار داده شده بود، 50 نفر مظنون به قتل الیزابت دستگیر شدند.
حتی افسر پرونده هم از این موضوع متعجب بود که چطور این همه افراد میتوانند در این پرونده مظنون باشند اما نکته اینجا بود که هر کدام از آنها به نوعی به این پرونده مربوط میشدند ولی با این حال هیچ مدرکی علیه آنها به دست نیامد. در تمام مدتی که این پرونده در جریان بود بارها افسر پرونده عوض شد تا شاید یکی از آنها بتواند در انجام این کار موفق شود اما پیدا کردن قاتل بدون کوچکترین سرنخ کاری غیرممکن بود.
اصلیترین مظنونی که در رابطه با این پرونده پیدا شد شخصی به نام ویلسون بود که از قبل به دلایل نامعلومی با الیزابت دشمنی داشت. این مدارک سالها پس از قتل الیزابت به دست آمد اما قبل از اینکه پلیس بخواهد او را دستگیر کند، ویلسون در یک حادثه آتشسوزی جان خود را از دست داد و باز هم تلاش پلیس بینتیجه ماند.
پس از مرگ او پلیس آخرین امیدهای خود برای یافتن قاتل را از دست داد و به این ترتیب این پرونده به یکی از عجیبترین و اسرارآمیزترین پروندههای جنایت در سراسر آمریکا تبدیل شد که در نهایت بدون پیدا کردن متهم اصلی مختومه اعلام شد. آخرین احتمالی که در پرونده ذکر شد، قتل کوکب سیاه، به دست اراذل و اوباشی بود که به قصد آزار و اذیت و دزدی او را اسیر و پس از قتل در پارک رها کرده بودند.
یکی از خبرنگاران روزنامه« لسآنجلس دیلی»به نام گری راملو در گزارش خود این طور نوشت: «اگر قاتل این پرونده هرگز پیدا نشود، مقصر اصلی خبرنگاران هستند. آنها همیشه زودتر از پلیس در صحنه حاضر بوده و با کارهای خود باعث از بین رفتن مدارک میشوند.»