هیولای‌ عجیب‌الخلقه‌ و خون‌آشامی  ...

فعالیت‌ این‌ دراكولای‌ قرن‌ جدید، زیست‌شناسان‌ را به‌ حیرت‌ واداشته‌، چرا كه‌ تاكنون‌ در هیچ‌ نقطه‌یی‌ از دنیا چنین‌ موجود عجیبی‌ را مشاهده‌ نكرده‌اند و همگی‌ آن‌ را پدیده‌ نوظهور ناشی‌ از تغییرات‌ ژنتیكی‌ شكست‌خورده‌ دانشمندان‌ می‌دانند.

برای‌ اولین‌ بار، روزنامه‌ ایزوستیا از راز فعالیت‌ دراكولای‌ جدید پرده‌ برداشت‌ و افشای‌ این‌ راز، مردم‌ تگزاس‌ و سپس‌ بقیه‌ ساكنان‌ امریكا را با نگرانی‌ روبرو ساخت‌. ابتدا یكی‌ از مزرعه‌داران‌ تگزاس‌ پی‌ به‌ وجود این‌ موجود خارق‌العاده‌ برد. این‌ كشاورز سحرگاه‌ یك‌ روز وقتی‌ با شنیدن‌ سر و صدای‌ عجیبی‌ از خواب‌ بیدار شد و از منزلش‌ بیرون‌ آمد انبوهی‌ از لاشه‌های‌ مرغ‌ و بوقلمون‌ را مشاهده‌ كرد كه‌ بر زمین‌ پراكنده‌ بود. بادقت‌ بر روی‌ لاشه‌ها پی‌ برد كه‌ خون‌ همه‌ مرغ‌ها و بوقلمون‌ها كاملا مكیده‌ شده‌ و از اندام‌ مچاله‌شده‌ آنها تفاله‌یی‌ باقی‌ مانده‌ است‌.

این‌ مزرعه‌دار با استفاده‌ از چراغ‌ قوه‌ به‌ گشتزنی‌ در مزرعه‌ و در میان‌ انبوه‌ درختان‌ پرداخت‌ تا اینكه‌ با موجود عجیب‌الخلقه‌یی‌ روبرو شد كه‌ در حال‌ فرار بود.

این‌ موجود خون‌آشام‌ تا حدی‌ به‌ سگ‌، كانگورو و یك‌ موش‌ عظیم‌الجثه‌ شباهت‌ داشت‌، بدنش‌ بدون‌ مو یا پشم‌ بود و چشمانی‌ فروزان‌ و دریده‌ داشت‌.

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

آیا خوناشام تخیلی هست یا واقعی؟  

داستان خوناشام

سال ۱۷۲۵میلادی است. در وین نامه ای دریافت می شود که حاوی گزارشی است از مرگ اسرار آمیز چند تن از اهالی روستایی در مرز بوسنی، که در فاصله زمانی کمی نسبت به یکدیگر به شکل مرموزی کشته شده اند. از مردی به نام پیتر پلوگویوویچ (Peter Plogojovic) نیز به عنوان متهم نام برده می شود، و اینکه قربانیها را در خواب به قتل رسانده است. شگفت اینکه این شخص در زمان اتفاق این وقایع، خود مرده و به خاک سپرده شده بود.

در این زمان، بوسنی بعد از پیروزی بر عثمانها در سال ۱۷۱۸ متعلق به اطریش است. از طرف سازمان ارتش اطریش، گروهی برای بازرسی و روشن کردن این قتلها به بوسنی فرستاده می شوند. پزشکی نیز همراه این گروه است که وظیفه دارد گزارشی تهیه کرده و آنرا به مرکز بفرستد. آنچه در گزارش این پزشک در مورد جسد پلوگویوویچ آمده است، بی شک باور نکردنی است: " جسد، به غیر از بینی که کمی تغییر شکل داده است کاملا تازه است. ناخنها افتاده اند و به جای آنها ناخنهای تازه رشد کرده اند. همینطور ​پوست کهنه که رنگی متمایل به سفید دارد، جای خود را به پوست تازه داده است.دستها، پاها و بقیه اعضای بدن در زمان حیات نمی توانستند بهتر از اکنون باشند. در دهان جسد مقداری خون جمع شده است که احتمالا از بدن مقتولین مکیده شده است."

>>> برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید <<<

 

ادامه نوشته

زامبی ها

akharin-khonasha,,.. زامبی

 

زامبی به جسدهای متحرکی گفته می‌شود که روح ندارند. و انواع مختلفی مانند :  كرم  و كلاغ و..معمولا زامبی های از نوع كرم در تونل های فاضلاب زندگی میكنند و چهار تا دندان بزرگ دارند كه ازدهنشون بیرون اومده یك بار یكی از دوستام برای اینكه بره پریز برق مربوط به فاضلاب رو درست كنه میره اونجا و كرمه بهش حمله میكنه خوشبختانه چون زمین خیس بوده و همونطور كه میدونید اب رسانای خوبی است میره بالای نردبون تا خودش اتصالی نكنه بعد سیم برق رو میندازه تو اب و كرمه میمیره زامبی های كلاغ هم معمولا در بالای قلعه ی R.P.D میشینند و البته كار چندانیازشون بر نمیاد و فقط به ایجاد وحشت كمك میكنند با صدایی كه از خودشون در میارند

قبرستان خوناشم ها

آخرین خوناشام

 

خوناشام

ان موجود که زمانی ترسناک و اکنون حدوداً دارای شخصیتی رمانتیک در اذهان عمومی است هرچه باشد همیشه بشر را در عین حال که ترسانده به خودش هم جلب کرده . تمام گزارشاتی که در تاریخ برای این موجود ثبت شده است یا نشان از بشر فانی در آن است و یا نشانه از موجودی نامیرا و غیر انسانی که توان مردن را ندارد. هرچه باشد نمونه های تاریخی و مستند خوناشامان بشر فانی بوده که دست مایه اعتقادات قرون وسطا در باره موجودی ماورایی شده اند . اغلب این داستانهای آن دوران از دو موجود صحبت میکنند که یکی خوناشامانند و دیگری گرگینه ها . همچنین دارای توانایی های ماورایی و تغییر فرم که در نهایت این موجود را به شیطانی تشنه به خون انسان تبدیل کرده است . برخی از داستانها به این میپردازد که افراد گناهکاری که در شرایط و خیمی دچار مرگ میشوند بعد از خاک سپاری از تابوتهایشان بیرون آمده و به شکار شبانه میپردازند . و البته این داستانها هم هست که افرادی که توسط خوناشام گاز گرفته میشوند خود تبدیل به این موجود میشوند . و تنها مورد و نظریه که قابل احترام بوده و از قالب داستان خارج میشود به آقای مونیگ سامرز در کتاب خوناشامانش برمیگردد که این ایده را ارائه میدهد که در واقع خوناشام تجسد فیزیکی از روح نا آرامی فردی است که در طول زندگی خود به هنرهای تاریک میپردازد و به شیاطین و پرستششان پناه میبرد. حال کدام نظریه بیشتر قابل تایید است هنوز معلوم نیست

برای خوندن بقیه مطلب به ادامه داستان مراجعه کنید.

ادامه نوشته