قالیچه پرنده قدیمی

قالیچه پرنده

خلفای اموی و عباسی در سرکوب تکنولوژی ساخت قالیچه های پرنده نقش اساسی را ایفا کردند
نیما ملک محمدی – قرن ها پس از آن که قالیچه های پرنده تنها یک افسانه هزار و یک شبی تصور می شد، هنری بک، کاشف فرانسوی، شواهد مستند از وجود قالیچه های پرنده در ایران یافته است.

هنری بک در سرداب های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیکی دریای خزر، طومارهایی یافته است که شواهد جدیدی در مورد قالیچه های پرنده به دست می دهد.این طومارها که به طرز خارق العاده ای سالم مانده اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یک محقق یهودی به نام اسحاق بن شریره نوشته شده است.

پس از آن که پروفسور جی. دی . سپتیموس، زبان شناس مشهور، این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه کرد، این دست نوشته ها باعث جنجال های زیادی در جامعه علمی جهان شدند. مدت کوتاهی پس از انتشار ترجمه این متون، کنفرانسی با حضور کارشناسان برجسته بین المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن برگزار شد. بسیاری از مورخان با حمله به بک، این دست نوشته ها را جعلی خواندن. اما پروفسور سپتیموس که به خاطر عدم شرکت بک در این کنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت که این متون باید به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.

قدمت این دست نوشته ها اکنون در انستیتوی لئوناردو داوینچی شهر تریست، به کم روش رادیو کربن در حال تعیین است.

 

بنا بر نوشته های بن شریره، حکام مسلمان متعصب آن زمان قالیچه های پرنده را وسیله ای شیطانی می دانسته اند و به همین خاطر دانش و سازندگان آن را سرکوب کرده اند و ردپای آن را از تاریخ به دقت پاک کرده اند.هر چند قالیچه های پرنده تا اواخر قرن سیزدهم میلادی بافته و فروخته می شده اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصی بوده است.

بنابر یادداشت های بن شریره، نخستین اشارات به قالیچه های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یکی از این کتاب ها، مجموعه ای از ضرب المثل ها است که توسط شامشاد، وزیر نبوکدنزر پادشاه بابلی جمع آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه ای از گفتگوهای باستانی است که توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است.

بر اساس نوشته های بن شریره، قالیچه های پرنده ای که می توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط کیمیاگران و صنعت گران دربار ملکه صبا ساخته شد و ملکه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد. اما وقتی ملکه صبا خبر برخورد سرد حضرت سلیمان را با هدیه اش شنید، دل شکسته شد و صنعت گران خود را از دربار بیرون کرد. این صنعت گران در نهایت در ناحیه بین النهرین و در نزدیکی شهر بغداد ساکن شدند و کسب و کار خود را ادامه دادند.

بن شریره در یادداشت های خود به توضیح چگونگی کار این قالیچه های پرنده می پردازد، اما متأسفانه اکثر اصطلاحات و عبارات فنی به کار رفته در این قسمت قابل فهم نیست. اما از قسمت های قابل خواندن متن چنین بر می آید که قالیچه های پرنده هم مانند قالیچه های معمولی روی دار بافته می شده اند و تفاوت آنها با قالیچه های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است. صنعتگران دربار ملکه صبا گل مخصوصی «به دست آمده از چشمه های کوهستان» کشف کرده بودند که هنگامی که در معرض حرارت شدید، «داغ تر از آتش حلقه هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می کرد. با توجه به مغناطیس بودن کره زمین، وجود میلیون ها محور مغناطیسی که از قطب جنوب تا قطب شمال کشیده شده اند، قالیچه هایی که الیافشان به این گل آغشته می شد می توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به کار رفته، از یک متر تا چند ده متر می رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل های هوایی عمل می کردند و قالیچه می توانست در امتداد این محورها پیش رود.

براساس یادداشت های بن شریره، کتابخانه اسکندریه تعداد زیادی از این قالیچه های پرنده را در اختیار داشته است و آن را برای گردش میان قفسه های مملو از پاپیروس کتابخانه، در اختیار مراجعه کنندگان به کتابخانه می گذاشته است. این کتابخانه که در یک زیگورات قرار داشته است، بیش از 40 هزار طومار خطی در اختیار داشته است که توسط سیصد نسل از کاتبان نگاشته شده بود. سقف این کتابخانه آن قدر بلند بوده است که بسیاری از مراجعه کنندگان ترجیح می داده اند به حالت شناور در هوا و روی قالیچه های پرنده مطالعه کند. براساس یادداشت های بن شریره، ساخت قالیچه های پرنده در سرزمین های اسلامی به دو دلیل سرکوب شد.

نخست این که حکام متعصب مسلمان می گفتند بشر قرار نیست پرواز کند و قالیچه های پرنده باعث به هم خوردن نظم امور می شوند. دلیل دوم بیشتر اقتصادی بود. بسیاری از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مدیون گله های شتر و اسب خود بودند و دلشان نمی خواست چند صنعتگر فقیر و بی چیز با ساخت قالیچه های پرنده کسب و کار آنها را نابود کنند.

قالیچه های پرنده در زمان حکومت خلفای اموی و عباسی به شدت سرکوب شدند و در نهایت در سال 1226 میلادی و با حمله مغول به آسیای مرکزی، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول در جریان غارت و تاراج خود، چند قالیچه پرنده هم پیدا کردند و هنگامی که مردی به آنها گفت این قالیچه ها تیزروتر از اسب های پاکوتاه مغول هستند، چنگیرخان چنان از این توهین برآشفته شد که سر مرد را از تنش جدا کرد و دستور داد تمام قالیچه های پرنده قلمروی وسیعش را جمع آوری و نابود کنند.

سمبل اسرار آميز گل زندگي

گل زندگی. این مطلب برای اولین بار در یک سایت فارسی ذکر می شود درضمن این مطلب هیچ مقصد سیاسی و دینی ندارد و فقط جنبه ی علمی آن مطرح است: گل زندگی نگاره ای است که می توان آن را در همه ی بنا های تاریخی بزرگ دنیا دید.و در بسیاری از فرهنگ ها آن را نشانه ی آفرینش می دانند آفرینشی که از این ذره نشعت میگیرد.و همه چیز از اندیشه ی خالق شکل گرفتبعد از خلق دانه ی زندگی این خلقت با آزمون و خطا ادامه پیدا کرد تا به آفرینش تخم زندگیegg of lifeمنجر شد.این نشان کاربرد های زیادی برای جهان امروز دارد که می توان به استفاده از الگوی آن برای تولید ابزار موسیقی,تله پاتی مرکابا و حتی در سیستم خون بدن انسان اشاره کرد.اگر ما این خلقت ذره ای را ادامه دهیم به گل زندگی خواهیم رسید.

گل زندگی سمت چپ و دانه ی زندگی سمت راست 

 

گل زندگی رازی را محفوظ کرده است که از 13 دایره  تشکیل شده است.اما با کشف این راز خواهیم توانست پنجره ی جدیدی رو به علوم آینده باز کنیم .اما این تازه قسمتی از یک سیستم است سیستمی که به آن میوه ی زندگی میگویند.که دانشمندان حدس میزنند با آن بتوان راه تله پورت در فضای واقعی را پیدا کرد.اما مهم اینجاست که امروزه ما توانسته ایم گل زندگی کامل را که شامل 19 دایره و 36 نیم دایره است رمز یابی کنیم. معبد آزیریس در آبیدوس مصر اولین جایی است که این نشان پیدا شد.اما در ابتدا به عنوان نماد ودجت اودجت شناخته شد.مدل های دیگر این گل را میتوان در ایران,فنیقیه,هند,آشور و … یافت.

 

 

بالا در آمیستار هند و پایین در ترکیه   

 

 

       کلوز آپ از هند      

 

                                                                                              

 

  حتی داوینچی هم درباره ی این شکل و روابط هندسی آن تحقیق کرد.او تمام اجزای تشکیل دهنده ی گل زندگی و رابطه ی آن را با عدد الهی فای در کتاب ذکر کرد.

 

 

نشان گل زندگی در دایره های مزارع

 

جایی که همه چیز به هم پیوند می خورد

 

گل زندگی و میوه ی زندگی با شکل استثنایی خود قوانین ژئومتریک و هندسی بزرگی را در بر دارد.و این قوانین در واقع راز جهانهای موازی را به ما نشان میدهد.و دادن جواهراتی با این شکل به افراد مانند این است که شخصیت موازی به آنان داده اید.در معبد باستانی آبیدوس در مصر شما میتوانید باستانی ترین شکل این شگفتی را ببینید.عده ی زیادی از افرادی که از جواهراتی چون این استفاده می کنند از خواص عجیب آن یعنی آرامش قلبی ,احساس رضایت و اعتماد به نفس زیاد سخن می گویند.

 

به ادامه مطلب بروید برای مشاهده موضوع

ادامه نوشته

پرونده جنایی کوکب سیاه

کشف جسد

یکی از اسرارآمیزترین پرونده‌های قتل قرن گذشته به نام کوکب سیاه یا black dahlia . کوکب سیاه در حقیقت نام مستعاری بود که برای قربانی این جنایت خونین یعنی «الیزابت شارت» هنرپیشه جوان آن روزهای ‌هالیوود انتخاب شده بود. با اینکه عده بسیار زیادی به عنوان مظنون در این پرونده دستگیر شدند اما قاتل اصلی هرگز پیدا نشد و راز این جنایت برای همیشه در ‌هاله‌ای از ابهام باقی ماند.

کشف جسد زن جوان هالیوود

روز 15 ژانویه 1947 زنی به اسم «بتی برسینگر» که به همراه دختر سه ساله‌اش درحال عبور از خیابان کم رفت‌وآمد نورتن بود، در میانه راه وقتی از کنار پارک لیمرت در نزدیکی ‌هالیوود می‌گذشت با صحنه وحشتناکی روبه‌رو شد؛ صحنه‌ای که یکی از اسرارآمیزترین پرونده‌های قتل قرن گذشته را رقم زد و با نام «بلک دالیا» یا کوکب سیاه مشهور شد؛ کوکب سیاه در حقیقت نام مستعاری بود که برای قربانی این جنایت خونین یعنی «الیزابت شارت» هنرپیشه جوان آن روزهای ‌هالیوود انتخاب شده بود. با اینکه عده بسیار زیادی به عنوان مظنون در این پرونده دستگیر شدند اما قاتل اصلی هرگز پیدا نشد و راز این جنایت برای همیشه در ‌هاله‌ای از ابهام باقی ماند.

 

 

وقتی که بتی برسینگر به همراه دختر سه ساله‌اش عازم مغازه کفش‌فروشی شد هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کرد که با جسد خونین زنی جوان روبه‌رو شود. او که با دیدن جسد شوکه شده بود، به سرعت دختر خود را از آنجا دور کرد و بعد خودش با دقت بیشتر به جسدی که در کنار سطل زباله انداخته شده بود نگاه کرد؛ جسد متعلق به زنی بود که سر و وضع مناسبی داشت و به نظر نمی‌رسید فقیر یا خیابان گرد باشد. بتی که از دیدن این صحنه شوکه شده بود، نزد دخترش برگشت و سعی کرد تا جایی که می‌تواند از محل حادثه دور شود.

زمانی که به یک خیابان شلوغ‌تر رسید، تازه به خودش آمد و تصمیم گرفت موضوع را به پلیس هم اطلاع بدهد. به این ترتیب ماموران پلیس تحقیقات‌شان را آغاز کردند و پس از بررسی اثر انگشت این جسد ناشناس توسط اف‌بی‌آی مشخص شد جسد متعلق به الیزابت شارت 22 ساله است؛ هنرپیشه جوانی که به تازگی قدم در راه شهرت گذاشته بود. اثر انگشت الیزابت به خاطر یک‌بار دستگیری در سال‌های قبل در اداره پلیس وجود داشت و همین مساله کار اف‌بی‌آی را راحت کرد.

 

قاتل جسد زنان

بدن او به چند تکه تقسیم شده و خون بسیاری که از بدنش رفته بود به دلیل سردی هوا کاملا خشک بود. بریدگی عمیقی هم روی صورتش از گوشه لبش تا گوشش ایجاد شده بود؛ این شیوه که در آن زمان توسط تعدادی زیادی از قاتلان و جنایتکاران در سراسر آمریکا انجام می‌شد به لبخند گلاسکو شهرت داشت. مشخصات الیزابت بعد از کشف جسد به این ترتیب اعلام شد: «قد: یک متر و 65 سانتی‌متر، وزن: 52 کیلوگرم، رنگ چشم آبی و موهای قهوه‌ای تیره» اثری که روی کمر و زانوهای او وجود داشت نشان می‌داد که قبل از مرگ با طنابی محکم بسته شده بود، حتی شواهد نشان می‌داد که مدتی از پاهایش هم آویزان بوده است.

 

 

با اینکه استخوان‌های الیزابت اثری از شکستگی نداشتند اما خونریزی‌های داخلی نشان می‌دادند که قبل از مرگ به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به گفته متخصص پزشکی قانونی، الیزابت به خاطر ضربه شدیدی که به سرش وارد شده از هوش رفته و از شدت خونریزی جان خود را از دست داده بود.

 

این طور که مشخص بود الیزابت در مکان دیگری به قتل رسیده و سپس به این پارک آورده شده بود زیرا با اینکه طبق شواهد خون زیادی از بدنش رفته بود ولی زمین اطراف خیلی هم خونین نبود. قاتل، تمام آثار انگشت و مدارک احتمالی را از بین برده بود و همین امر باعث شد تا کوچک‌ترین سرنخی از او به دست نیاید.

قتل مرمموز کوکب سیاه

الیزابت در زمان مرگ دامنی سیاه و بلوزی ابریشمی به تن داشت، به همین خاطر خبرنگاران نام او را کوکب سیاه گذاشتند. البته این انتخاب دلیل دیگری هم داشت و آن هم این بود که از آنجا که الیزابت در جمع‌ هالیوودی‌ها هم بیشتر از لباس‌های مشکی استفاده می‌کرد، بین آنها با این نام شناخته می‌شد. اما نکته عجیب اینجا بود که خبرنگارانی که در ابتدا او را بی‌گناه دانسته و برایش دل می‌سوزاندند، با گذشت زمان شیوه زندگی او را دلیل مرگش دانستند. آنها معتقد بودند زندگی به دور از خانواده برای این دختر جوان خطرناک بوده و در نهایت برایش مرگ به ارمغان آورده است.

 

تحقیقات پلیس و بازداشت مظنونین

در 23 ژانویه ،بسته‌ای به دست جان سنت جان، افسر پرونده قتل الیزابت رسید که شامل شناسنامه، کارت شناسایی، چند عکس از الیزابت و چندین نام متفاوت بود که روی کاغذی نوشته شده بودند. یکی از این نام‌ها متعلق به شخصی به اسم مارک ‌هانسن بود که در بازجویی‌ها مشخص شد آخرین نفری بوده که الیزابت را در روز نهم ژانویه ملاقات کرده است. پس از آن روز هیچ‌کس از الیزابت خبری نداشت و همه گمان می‌کردند که او در اوایل سال نو برای دیدن خانواده‌اش به ماساچوست رفته است. به همین خاطر، نبودن الیزابت هیچ‌کس را نگران نکرده بود، حتی دوستان صمیمی‌اش را.

 

بعد از کشف جسد، تا 25 ژانویه بارها و بارها محل جنایت بازرسی شد تا اینکه کیف دستی و کفش الیزابت در یک سطل زباله دیگر کمی دورتر از جایی که  جسد الیزابت انداخته شده بود، پیدا شد. در جریان این تحقیقات و با توجه به لیستی که فردی ناشناس در اختیار پلیس قرار داده شده بود، 50 نفر مظنون به قتل الیزابت دستگیر شدند.

 

حتی افسر پرونده هم از این موضوع متعجب بود که چطور این همه افراد می‌توانند در این پرونده مظنون باشند اما نکته اینجا بود که هر کدام از آنها به نوعی به این پرونده مربوط می‌شدند ولی با این حال هیچ مدرکی علیه آنها به دست نیامد. در تمام مدتی که این پرونده در جریان بود بارها افسر پرونده عوض شد تا شاید یکی از آنها بتواند در انجام این کار موفق شود اما پیدا کردن قاتل بدون کوچک‌ترین سرنخ کاری غیرممکن بود.

 

اصلی‌ترین مظنونی که در رابطه با این پرونده پیدا شد شخصی به نام ویلسون بود که از قبل به دلایل نامعلومی با الیزابت دشمنی داشت. این مدارک سال‌ها پس از قتل الیزابت به دست آمد اما قبل از اینکه پلیس بخواهد او را دستگیر کند، ویلسون در یک حادثه آتش‌سوزی جان خود را از دست داد و باز هم تلاش پلیس بی‌نتیجه ماند.

 

پس از مرگ او پلیس آخرین امیدهای خود برای یافتن قاتل را از دست داد و به این ترتیب این پرونده به یکی از عجیب‌ترین و اسرارآمیزترین پرونده‌های جنایت در سراسر آمریکا تبدیل شد که در نهایت بدون پیدا کردن متهم اصلی مختومه اعلام شد. آخرین احتمالی که در پرونده ذکر شد، قتل کوکب سیاه، به دست اراذل و اوباشی بود که به قصد آزار و اذیت و دزدی او را اسیر و پس از قتل در پارک رها کرده بودند.

 

یکی از خبرنگاران روزنامه« لس‌آنجلس دیلی»به نام گری راملو در گزارش خود این طور نوشت:  «اگر قاتل این پرونده هرگز پیدا نشود، مقصر اصلی خبرنگاران هستند. آنها همیشه زودتر از پلیس در صحنه حاضر بوده و با کارهای خود باعث از بین رفتن مدارک می‌شوند.»

اسرار شگفت انگیز اهرام مصر

 

اهرام مصر-اسرار اهرام

 

تخمین می زنند اما در یافته هایی در خردهای باستانی و با توجه به برخی شواهد قدمت آنها به بیش از 27000 سال می رسد. یکی از دلایل این تخمین وجود نام فرعون و همزمان دانستن تمامی فراعنه با دوره پیامبری حضرت موسی است.

همانطور که می دانید انسانهای کنونی از 3 الی 7 درصد توانایی مغز خود استفاده می کنند که این عدد در زمان آتلانتین ها بسیار بیشتر بوده است انسانهای آن عهد از درصد بیشتری از توانایی مغز خود (نه فقط مغز فیزیکی) استفاده می کردند و دارای قدرتهایی بودند که در حال حاضر از آنها به عنوان قدرتهای ماورایی یا فراحسی یاد می شود در صورتی که انجام این امور برای افراد آن زمان امری بدیهی و عادی بوده است از قبیل روشن بینی، طی الارض و غیره. اساتید بزرگ در خردهای باستانی دلیل از بین رفتن و ناپدید شدن آتلانتیس را غرور بیش از حد مردم آن زمان دانسته اند که این غرور موجب برانگیختن قهر خداوندی و از بین رفتن آنها شده است. 

هرم در انگلیسی Pyramid نامیده می شود که لغتی با ریشه یونانی است که به معنی «آتشی در میانه» است. این شبه جمله نمادی است از نیروی عظیم الهی موجود در قلب که به آن «نقطه ای در قلب» یا «بذر جاودان» نیز می گویند.

Pyramid = Pyr-a-mid = Fire-in the-Middle

کلمه هرم در خطوط هیروگلیف:

 

 

همانطور که مشاهده می شود این نماد کاملا قابل تشریح هستند. نماد اول از سمت چپ نماد انسانی است که با بزرگتر نشان دادن سر آن می خواستند تجمع انرژی بیشتر را در ناحیه چاکرای تاج نمایش دهند.

نماد وسط که یک پرنده (عقاب) است همواره سمبل انرژی الهی است – از نمونه های دیگر می توان به کبوتر سفید یا سیمرغ در افسانه های پارسی اشاره کرد.و نماد آخر هم که بس بدیهی است و سازه هرم را نمایش می دهد در اصل در این 3 نماد راز هرم را فاش نموده اند. 

ابعاد هرم 

ارتفاع :280 رویال کوبیت (Royal Cubits واحد سنجش طول در آن زمان که معادل 0.524 متر است) 138.8 (146.6 متر قبل از خرابی) 

هر ضلع : 440 رویال کوبیت یا 230 متر

کل وزن تخمینی: 5.9 میلیون تن

 

اهرام اسرار امیز-

 

با این دیدگاه می توان به مواردی ارزشمند در بحث هرم دست یافت.هرم دارای ابعاد مشخصی در تمامی جهات است از قاعده تا طول اضلاع و ارتفاع که این ابعاد از قانون خاصی بر اساس «نسبت الهی 1.618 «تبعیت می کنند که به آن «عدد فی» می گویند. اگر هرمی مطابق شکل زیر و رعایت نسبت الهی ساخته شود خاصیت بسیار جالبی پیدا می کند و آنهم تجمع حجم بسیار بالای انرژی در نقطه مشخص شده در تصویر است. از این طریق انجام مدیتیشن ها و تمرکزها و همچنین دریافت انرژی مضاعف برای انجام کارهای خاص یا فراحسی بسیار آسانتر و نتیجه بخش تر است.

ادامه نوشته

صداهای ارواح

صدای ارواح .جن.روح

روزانه موارد زيادي از وقايع عجيب در جهان رخ مي‌‌دهد كه با بررسي مجموعه‌اي از آن‌ها مي‌‌توان به نتايج خارق‌العاده و البته جذابي دست يافت. اين نتايج ما را به عالم ناشناخته‌ها رهنمود مي‌‌كند تا ببينيم دنيا فقط همان كه ما حس مي‌‌كنيم نيست. اگر آماده‌ايد براي قدم گذاشتن به جهان ناشناخته با ما همراه باشید.

 

تصوير روح در برفك تلويزيون

در اواسط دهه 1980 محققي به نام <كلاس اسچربر> يكي از كانال‌هاي برفكي تلويزيون را انتخاب نمود و دوربين فيلم‌برداري را جلوي آن گذاشت و به ضبط برفك‌ها پرداخت. پس از ضبط، تصاوير برفكي را در ويدئو گذاشت و تماشا كرد. خيلي عجيب بود، در تصاوير برفكي تصاويري از دخترش <كارين> كه به تازگي فوت كرده بود، به صورتي مه‌آلود ضبط شده بود. تصاوير، مثل ابر به تدريج ظاهر مي‌‌شدند. او توانست علاوه بر دخترش ساير اعضاي خانواده‌اش را هم ببيند.

اگرچه چنين رويدادي عجيب و تا حدي باورنكردني به نظر مي‌‌رسيد ولي اين تجربه تنها گزارش ارائه شده درباره مواردي از اين دست نيست. در ادامه به چند مورد ديگر اشاره خواهيم كرد.

 

ارتباط روحي مادر و پسر

<گريس> و پسرش <باب> با كدهاي مورس آشنايي داشتند. در جنگ جهاني اول، باب به فرانسه منتقل و از مادرش دور شد. يك بار گريس در حال خواندن نامه پسرش متوجه شد كه بي‌‌سيم، پيغامي را مي‌‌رساند. پيغام از طرف باب بود: <مادر… من زنده هستم و دوستت دارم. من و ساير پسران نزديك لنز هستيم. اگر پيغام را گرفتي به ديگران هم بگو. ما حالمان خوب است. مادر اين روش ارتباط خيلي سخت است. حسابي گيج شده‌ام. باب.>

آيا ارتباط باب و مادرش ارتباطي روحي بود؟ چطور آن‌ها توانسته بودند بدين شكل با هم ارتباط داشته باشند؟

 

نوار خالي كاست

<كارول> رژيم لاغري داشت. به همراه رژيم غذايي، نوار كاستي را هم گوش مي‌‌داد يك طرف نوار خالي بود. يك‌بار براي آن كه قسمت ضبط شده را بشنود طرف خالي نوار را گذاشت تا صداهاي محيط اطراف را ضبط كند. بعد از آن كه چند دقيقه‌اي از ضبط صداها گذشت نوار را از اول گذاشت تا ببيند چه چيزي ضبط كرده است. صدايي عجيب و غريب به گوشش رسيد. خيلي برايش عجيب بود. مجددا به ضبط صدا مشغول شد و گوش داد صدايي مي‌‌گفت:<من دوستت دارم! آيا تو هم مرا دوست داري؟> اين اولين تجريه كارول در زمينه پديده صداي الكترونيكي بود.

 

پيغام هوشياري

در سال < 1915ديويد ويلسون>، اپراتور آماتور بي‌‌سيم و اهل لندن، وسيله‌اي ساخت كه نسبت‌ به تاثيرات الكترونيكي بسيار حساس بود. اين دستگاه به يك گالوانومتر متصل بود كه حضور و ميزان جريان الكتريكي را ثبت مي‌‌كرد. ويلسون حركات گالوانومتر را ثبت مي‌‌نمود. در دهم ژوئن 1915 گالوانومتر حدود هشت دقيقه به صورت پيوسته حركت مي‌‌كرد. كليه حركات گالوانومتر ثبت شد. ويلسون آن حركات را به كدهاي مورس ترجمه نمود. حركات گالوانومتر پيغامي را مي‌‌رساند: <مشكلي بزرگ، پيغام هوشياري، روز پنجم، ساعت شش عصر>

ممكن است كه اين پيغام براي ما مفهوم خاصي نداشته باشد ولي شايد براي ديويد ويلسون حاوي پيام بسيار مهمي بوده، خصوصا اين‌كه از طريق يك گالوانومتر براي او ارسال شده است.

 

يك تجربه در آزمايشگاه

<ديويدس> براي اولين بار در آگوست 2001 ساعت 9:30 دقيقه به ضبط صدا مشغول شد. چيز خاصي ضبط نكرده بود. مجددا ساعت 11:30 دقيقه به ضبط صدا مشغول شد، هنگام ضبط صدا سوالي را پشت سر هم تكرار مي‌‌كرد: <آيا كسي هست كه دوست داشته باشد با من صحبت كند؟> هنگامي كه به صداهاي ضبط شده گوش داد، صدايي شنيد كه مي‌‌گفت: <آيا كسي پاسخ مي‌‌دهد؟> مو به تنش راست شده بود. مجددا ساعت 5:15 دقيقه به ضبط صدا پرداخت. هنگامي كه صداهاي ضبط شده را گوش مي‌‌داد صدايي مي‌‌گفت: <وقت ندارم.>

 

انجمن آمريكايي و پديده صداي الكترونيكي

در سال < 1982سارا استپ> در آمريكا انجمن EVP را براي كارهاي تحقيقاتي در زمينه صداي الكترونيكي تاسيس نمود. وي با انتشار كتاب <صداهايي از ابديت> كار خود را آغاز كرد. تيم تحقيقاتي استپ پس از خواندن اين كتاب مصمم شد هر روز راس ساعت و به مدت زمان معيني به ضبط صداها بپردازد و سپس صداهاي ضبط شده را با هدفون گوش دهد. دو روز اول هيچ صداي خاصي ضبط نشده بود. روز سوم، شنبه بود و كار ضبط شروع شد. آنها پس از آن‌ كه با هدفون به صداهاي ضبط شده گوش دادند متوجه شدند صدايي ضعيف به گوش مي‌‌رسد: <كريستال‌ها كمكم كنيد.> لحظه‌اي فراموش نشدني بود. بارها و بارها صدا را گوش دادند.

سارا استپ حدود يك هفته به مدت پنج دقيقه به ضبط صدا مشغول بود. بارها و بارها سوالي را تكرار مي‌‌كرد و از موجودات روحي و ارواح مي‌‌خواست پاسخ بدهند ولي زماني كه مجددا به صداهاي ضبط شده گوش مي‌‌داد هيچ‌ صدايي جز صداي خودش نمي‌‌شنيد. روز ششم كه حسابي خسته شده بود، تصميم گرفت روال عادي كار را تغيير دهد و از ارواح چنين خواست: <خواهش مي‌‌كنم از دنيايتان چيزي بگوييد.> اين بار زماني كه به صداهاي ضبط شده گوش مي‌‌داد صدايي به گوشش رسيد: <زيبا.>

 

ادامه نوشته

انرژی های کیهانی بر سرنوشت انسانها تاثیر میگذارند!!!

در زمان تولد یک کودک تمام مجمع الکواکب، ستارگان و کهکشان های دیگر که در افق زمین در حال گردش هستند در ذهن کودک ثبت می شوند. شرایط کیهانی موجود در لحظه تولد، با تمام ضعف ها، قوتها و توانایی هایش بر کل زندگی انسان اثر می گذارد . آگاهی یا تشخیص، ملاکی برای وجود یا عدم وجود هیچ چیز نیست. حوزه های مختلف انرژی در اطراف انسانها وجود دارند. امروزه دانشمندان معتقدند هر جرم آسمانی تشعشع رادیو اکتیو منحصر به فرد خود را دارد. امواجی که سیاره زهره از خود ساطع می کند آرام و ساکن هستند. امواجی که از سیاره مشتری به ما می رسند متفاوت از امواجی هستند که از خورشید به ما می رسند. این تفاوت به خاطر اختلاف ترکیبات گازی لایه های تشکیل دهنده هر جسم است.

جهنم ..ستاره. کهکشان

 

آزمایشات :

1) در اروپا همه ادارات ثبت اسناد رسمی لحظه دقیق تولد را می نویسند، و گوکولن توانست این اطلاعات را جمع آوری کرده، با نحوه قرار گرفتن سیارات که از جدول های ستاره شناسی استخراج کرده بود تطبیق دهد. او 576 عضو فرهنگستان پزشکی را انتخاب کرد و با تعجب مشاهده نمود که تعداد بسیارزیادی از آنان وقتی متولد شده اند که، مریخ و زحل تازه طلوع کرده یا به بلندترین نقطه خویش در آسمان رسیده بودند. او برای مطمئن شدن از این کشف عجیبش نمونه دیگری از 508 طبیب مشهور را در نظر گرفت و به همان نتیجه رسید. ارتباط آماری بسیار محکمی میان برخاستن این دو سیاره در لحظه تولد نوزاد و موفقیت آتی او بعنوان یک طبیب وجود داشت. احتمال تصادفی بودن این پدیده در مجموع این دو آزمایش حدود یک میلیونم است. برای اولین بار در تاریخ، دانشمندی مدرکی ارائه داده بود حاکی از اینکه سیارات واقعاً بر زندگانی ما تأثیر می گذارند، و یا دست کم نشان دهنده تاثیری هستند. این امر نقطه برخورد حساسی با اعتقادات کهن طالع بینی را در اختیار علم قرار می دهد.

 

طالع بینی بر پایه این مقدمه بنیادی قرار دارد که پدیده های آسمانی بر رویدادها و موجودات زنده زمین اثر می گذارند. هیچ دانشمندی و یقیناً هیچ زیست شناسی که با آخرین تحقیقات بر روی آب و هوا و ریتم های طبیعی آشنا باشد، نمیتواند با این اصل مخالفت کند. زمین و موجودات زنده آن از کیهان تاثیر می پذیرند، و تنها جای بحث در اینست که این اثر پذیری تا چه حد و چه درجه ای می باشد. طالع بینان ادعاهای بسیاری دارند که هنوز اثبات نشده و احتمالاً از پندارهای غلطی سرچشمه می گیرد، اما مدارک متعدد و رو به افزایشی نشان می دهند که لااقل برخی ازین ادعاها حقیقت دارد.

 

2) میشل گوکولن در زمینه این تلاش هنوز سهم بزرگی دارد. او به دنبال کشف رابطه میان مریخ و طب، تحقیقاتش را به سایر مشاغل گسترش داد و تاریخ تولد همه فرانسویان مشهوری را که می توانست پیدا کند جمع آوری کرد. یکبار دیگر ارتباط قانع کننده ای میان سیارات و مشاغل مشاهده شد. اطباء و علمای مشهور وقتی متولد شده بودند که مریخ از افق بالا می آمده است در حالیکه هنرمندان، نقاشان، و موسیقیدانان به ندرت در این زمان به دنیا آمده بودند. نظامیان و سیاستمداران غالباً در حال بالا آمدن سیاره مشتری متولد گشته اند، اما نوزادانی که در موقع فرود آمدن این سیاره بدنیا آمده اند به ندرت دانشمند شده اند.

 

هیچ نویسنده فرانسوی مشهوری وقتی زحل در حال فرود بوده متولد نگشته است، اما با وجود همه اینها، تمامی این ارتباطات آنقدرها هم ساده و سر راست نیستند. گوکولن می بایست به روش های آماری پناه ببرد تا این روابط را ثابت کند.گوکولن مجبور شد تحقیقات مشابهی را در ایتالیا، آلمان، هلند و بلژیک انجام دهد تا اینکه سه سال بعد دارای بیست و پنج هزار نمونه شد. نتایج یکسان بود. دانشمندان و اطباء یقیناً به مریخ و زحل وابسته بودند و نظامیان، سیاستمداران و ورزشکاران برجسته به سیاره مشتری و تولد نویسندگان، نقاشان، و موسیقیدانان به حضور هیچ سیاره ای بستگی نداشت، اما به وضوح از مریخ و زحل دورتر به نظر می رسید، در حالیکه دانشمندان و اطباء نسبت به مشتری دوری گزین بودند.

 

این آزمایش بدون هیچ شک منطقی نشان می دهد که وضعیت سیارات در آسمان دارای معنائیست ـ وضعیت، و نه خود سیارات-. هنوز باید بررسی کنیم که آیا سیارات مستقیماً بر ما اثر می گذارند و یا آنکه وضعیت آنها در آسمان نشانه ای است از طرح کیهانی عظیم تری از انرژی که آن سیارات و نیز خود ما جزء کوچکی از آن هستیم.سیاره، یا ترکیب صور فلکی، طفل را در لحظه تولد تحت تاثیر قرار میدهند و آینده او را به نحوی مشخص می سازند. البته این طرز تلقی سنتی طالع بینان است: صورت آسمان در لحظه دقیق تولد بر طفل نقش می بندد و سرنوشتش را شکل می دهد.

 

گوکولن فکر می کرد که ممکن است تمایل به متولد شدن تحت طالع یک سیار ه ی معین وراثتی باشد. ازاین رو برای آزمایش در این باره، در نزدیکی پاریس بمدت بیش از پنج سال بر روی اطلاعاتی که درباره بیش از سی هزار پدر و مادر و طفل از کشورهای مختلف جمع آوری نموده بود کار کرد. او نقشه وضعیت های زهره، مریخ، مشتری و زحل را برای همه مردم مورد آزمایش، ترسیم نمود و مدارک غیر قابل انکاری کشف کرد مبنی بر اینکه والدینی که در موقع طلوع یکی ازین سیارات متولد گشته اند غالباً وقتی بچه شان متولد می شود که همان سیاره در همان وضعیت باشد.

گوکولن نتیجه می گیرد که تمام آینده تخصصی طفل به ساختمان ژنتیک او بستگی دارد که قسمتی از آن، لحظه تولد او را هم مشخص می کند. او معتقد است که با مطالعه وضعیت در وقت تولد، پیشگوئی طبیعت و مزاج و رفتار اجتماعی آتی فرد به نظر ممکن می آید.