<<سری اول >>
ما تو هر سری ۵ تا رو معرفی میکنیم

بعضي از موجودات افسانهاي، ريشه در سنن ملّي دارند و بعضي ديگر، احتمالاً در گذشتههاي دور، وجود داشتهاند. به هر صورت، هر فرهنگي داراي تعداد زيادي از اين موجودات است كه بيشترشان هم انساننما هستند. به بيان دقيقتر، هزاران موجود انساننماي افسانهاي وجود دارد كه شايد واقعي هستند و يا شايد، همانطور كه برخي اعتقاد دارند، در جايي از كرهي زمين پنهاناند. ولي ما اينجا تنها داستان معروفترين آنها را كه از فرهنگهاي مختلف جمعآوري شدهاند، بازگو ميكنيم.
1) يأجوج و مأجوج (Gog and Magog)

از يأجوج و مأجوج، در قرآن، سِفر پيدايش، كتاب حزقيال و مكاشفهي يوحنا، سخن رفته است. آنها به عنوان موجودات ماوراءالطبيعه، شياطين يا اقوامي توصيف ميشوند كه در كرهي زمين به صورت پنهاني زندگي ميكنند. يأجوج و مأجوج در اساطير و فولكلور به دفعات مطرح شدهاند و وجودشان از سوي بسياري از اديان از جمله اسلام، مسحيت و يهوديت، مورد تأييد قرار گرفته است. طبق باور گستردهاي كه هم در مسيحيت و هم در اسلام وجود دارد، «وي كه دو شاخ دارد» (فرمانروايي بزرگ و درستكار) و دو عصر را صاحب است (بر دو عصر تأثير دارد)، جهان را در سه جهت درنورديد تا اين كه قومي را يافت زير ستم يأجوج و مأجوج. يأجوج و مأجوج «ذاتي پليد و نابودگر» داشتند و «باعث فساد گستردهاي در زمين بودند». قوم ستمديده، در ازاي محافظت شدن، پيشنهادِ دادنِ خراج كردند. فرمانروا قبول كرد كه به آنان كمك كند، اما پيشنهاد خراج را نپذيرفت. وي ديوار بزرگي ساخت كه اقوام متخاصم قادر نبودند از آن عبور كنند. اين اقوام تا روز قيامت، آنجا خواهند ماند و خلاصي آنان نشانهي پايان جهان خواهد بود. «جنگ يأجوج و مأجوج» پيش از بازگشت مسيح اتفاق خواهد افتاد.
2) ساتير (Satyr)

ساتيرها در اصل، در تمدن يوناني، به عنوان همراهان پان (خداي آب، مزرعه، جنگل، جانوران و شبانان كه در افسانههاي يونان به شكل بز است) شناخته ميشوند. اين موجودات با ربّالنوع مزارع در افسانههاي روم، تركيب يافته، شكلي نيمه انسان و نيمه بز به خود گرفتند (نيمهي بالاييِ بدن به شكل يك مرد و نيمهي پاييني به شكل بز). گفته ميشود ساتيرها موجوداتي دغلباز، اما ترسو هستند. خرابكار و خطرناك، و در عين حال، خجالتي و بزدلاند. در زمان هاي قديم، آنها معمولاً روي سرشان دو شاخ داشتند اما نسل جديدشان به جاي شاخ، برآمدگي دارد.
3) آباريمون (Abarimon)


آباريمون، نام يك نژاد افسانهاي است كه پاهايشان برعكس است، اما عليرغم اين مسئله، ميتوانند با سرعت بالايي بدوند. آباريمونها در كنار جانورانِ جنگلي زندگي ميكردند و از آنجايي كه بسيار وحشي بودند، كسي نتوانسته بود آنها را بگيرد. آنان در درّهي عظيم كوه ايمانس (رشتهكوههاي هيمالياي امروزي در پاكستان) ميزيستند. هواي آن منطقه، داراي خاصيت به خصوصي بود، به اين معنا كه اگر كسي در آن هوا تنفس ميكرد، قادر به تنفس هواي منطقهي ديگري نبود و ساكنان درّه، هرگز نميتوانستند آنجا را زنده ترك كنند.
برای دیدن دو موجود دیگر به ادامه مطلب بروید