دانلود کتاب (داستانهایی از ابلیس) جدید

این دفع یک کتاب براتون معرفی میکنم

امیدوارم از خوندنش خوشتون بیاد

کتاب داستان و دانستنی های شیطان

برخي از فهرست مطالب اين كتاب:
اولين مخالفت شيطان با خلقت آدم
لشكر شيطان
ازدواج شيطان
شمشير شيطان
خانه شيطان
منبر شيطان
جنگ شيطان
انتقام شيطان
همجنس شيطان
و …

اين كتاب با فرمت پي دي اف (PDF) و با حجم 7.94 مگابايت با لينك مستقيم آماده‌ي دانلود مي‌باشد.

دانلود کتاب

رمز فایل:www.akharin-khonasham.blogfa.com

آیا خوناشام تخیلی هست یا واقعی؟  

داستان خوناشام

سال ۱۷۲۵میلادی است. در وین نامه ای دریافت می شود که حاوی گزارشی است از مرگ اسرار آمیز چند تن از اهالی روستایی در مرز بوسنی، که در فاصله زمانی کمی نسبت به یکدیگر به شکل مرموزی کشته شده اند. از مردی به نام پیتر پلوگویوویچ (Peter Plogojovic) نیز به عنوان متهم نام برده می شود، و اینکه قربانیها را در خواب به قتل رسانده است. شگفت اینکه این شخص در زمان اتفاق این وقایع، خود مرده و به خاک سپرده شده بود.

در این زمان، بوسنی بعد از پیروزی بر عثمانها در سال ۱۷۱۸ متعلق به اطریش است. از طرف سازمان ارتش اطریش، گروهی برای بازرسی و روشن کردن این قتلها به بوسنی فرستاده می شوند. پزشکی نیز همراه این گروه است که وظیفه دارد گزارشی تهیه کرده و آنرا به مرکز بفرستد. آنچه در گزارش این پزشک در مورد جسد پلوگویوویچ آمده است، بی شک باور نکردنی است: " جسد، به غیر از بینی که کمی تغییر شکل داده است کاملا تازه است. ناخنها افتاده اند و به جای آنها ناخنهای تازه رشد کرده اند. همینطور ​پوست کهنه که رنگی متمایل به سفید دارد، جای خود را به پوست تازه داده است.دستها، پاها و بقیه اعضای بدن در زمان حیات نمی توانستند بهتر از اکنون باشند. در دهان جسد مقداری خون جمع شده است که احتمالا از بدن مقتولین مکیده شده است."

>>> برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید <<<

 

ادامه نوشته

30 موجود انسان نما و ترسناک افسانه ای (سری دوم)

سری دوم 

 

6) بانشي (Banshee)

آخرین خوناشام

 

بانشي، در افسانه‌هاي ايرلندي، شبح زني است كه اغلب به عنوان نشانه‌ي مرگ و پيام‌آور جهان ديگر شناخته مي‌شود. داستانِ «بين سيدهي» (Bean-Sidhi) با يك پري آغاز شد كه به خاطر مرگ شخصيت‌هاي برجسته، شيون و زاري مي‌كرد. در داستان‌هايي كه بعدها شكل گرفت، ظاهر شدن بانشي به معناي نزديك شدنِ مرگ بود. طبق افسانه‌ها، بانشي مي‌تواند در شكل‌هاي مختلفي ظاهر شود. او اغلب  به شكل عجوزه اي بدمنظر و ترسناك ديده مي‌شود، اما ممكن است به حالت زني با زيبايي محسوركننده نيز دربيايد و در حال شستن لباس يا زره خون‌آلود كسي كه قرار است بميرد، مشاهده شود. اگرچه بانشي معمولاً ديده نمي‌شود، اما صداي ناله و شيونش اغلب در اطراف جنگل‌ها و در شبي كه قرار است كسي بميرد، شنيده مي‌شود.

7)  آباتوا (Abatwa)

عکس های ترسناک و تخیلی

در افسانه‌هاي زولو (آفريقا)، آباتوا، به انسان‌هاي بسيار كوچكي اطلاق مي‌شود كه مي‌توانند زير چمن مخفي شوند و مورچه‌سواري كنند. گفته مي‌شود آنان كوچ‌كننده‌هايي هستند كه همواره براي تفريح، به شكار مي‌پردازند. طبق افسانه‌ها، اگر كسي به يك آباتوا بربخورد، معمولا چنين سؤالي از او پرسيده مي‌شود: «اولش از كجا منو ديدي؟» فرد بايد پاسخ دهد كه آباتوا را از يك كوه يا جاي دوري ديده است. گفته مي‌شود آباتواها، نسبت به اندازه‌ي خود، بسيار حساس هستند و اگر كسي پاسخ دهد كه در همان لحظه آن‌ها را ديده است، سعي خواهند كرد با تيرهاي سمّي، او را بكشند. اگر فردي به طور اتفاقي پايش را روي يك آباتوا بگذارد، مجازاتش مرگ است. آباتواها به دليل خلق و خوي خجالتي‌شان، فقط مي‌توانند ديده شدن توسط بچه‌هاي كمتر از 4 سال، جادوگران و زنان حامله را تحمّل كنند. اگر زني حامله، در هفتمين ماه بارداري خود، يك آباتواي مرد ببيند، پسر خواهد زاييد.

8) اِلف (Elf)

عکس الفعکس الفا ها و موجودات درختی

اِلف، موجودي است برآمده از افسانه‌هاي ژرمن. اِلف‌ها اساساً به عنوان گونه‌اي از موجودات خداگونه يا شبه‌خداگونه، شناخته مي‌شدند كه داراي قدرت‌هاي جادويي بودند، قدرت‌هايي كه ممكن بود براي انسان هم مفيد باشد و هم مضر. در اساطيرِ قبل از مسيحيت، آنان به دو دسته‌ي اِلف‌هاي نوراني و اِلف‌هاي تاريك تقسيم مي‌شدند. طبق توصيفاتي كه بعدها در افسانه‌هاي اسكانديناويايي ارائه و ماندگار شده، انسان‌ها ممكن بود بعد از مرگ به مقام اِلف برسند. بر اساس اين عقايد، توليد نسل ميان اِلف‌ها و انسان‌ها امكان‌پذير بود. كلماتي كه در يوناني معني «حوري» مي‌دهند، توسط اديبان آنگلوساكسون با عنوان «اِلف» و مشتقات آن، ترجمه شده‌اند.

>>> برای دیدن بقیه مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید<<<

ادامه نوشته

30 موجود انسان نما و ترسناک افسانه ای (سری اول)

<<سری اول >>

ما تو هر سری ۵ تا رو معرفی میکنیم

بعضي از موجودات افسانه‌اي، ريشه در سنن ملّي دارند و بعضي ديگر، احتمالاً در گذشته‌هاي دور، وجود داشته‌اند. به هر صورت، هر فرهنگي داراي تعداد زيادي از اين موجودات است كه بيشترشان هم انسان‌نما هستند. به بيان دقيق‌تر، هزاران موجود انسان‌نماي افسانه‌اي وجود دارد كه شايد واقعي هستند و يا شايد، همان‌طور كه برخي اعتقاد دارند، در جايي از كره‌ي زمين پنهان‌اند. ولي ما اينجا تنها داستان معروف‌ترين آن‌ها را كه از فرهنگ‌هاي مختلف جمع‌آوري شده‌اند، بازگو مي‌كنيم.

1) يأجوج و مأجوج (Gog and Magog)

از يأجوج و مأجوج، در قرآن، سِفر پيدايش، كتاب حزقيال و مكاشفه‌ي يوحنا، سخن رفته است. آن‌ها به عنوان موجودات ماوراءالطبيعه، شياطين يا اقوامي توصيف مي‌شوند كه در كره‌ي زمين به صورت پنهاني زندگي مي‌كنند. يأجوج و مأجوج در اساطير و فولكلور به دفعات مطرح شده‌اند و وجودشان از سوي بسياري از اديان از جمله اسلام، مسحيت و يهوديت، مورد تأييد قرار گرفته است. طبق باور گسترده‌اي كه هم در مسيحيت و هم در اسلام وجود دارد، «وي كه دو شاخ دارد» (فرمانروايي بزرگ و درستكار) و دو عصر را صاحب است (بر دو عصر تأثير دارد)، جهان را در سه جهت درنورديد تا اين كه قومي را يافت زير ستم يأجوج و مأجوج. يأجوج و مأجوج «ذاتي پليد و نابودگر» داشتند و «باعث فساد گسترده‌اي در زمين بودند». قوم ستمديده، در ازاي محافظت شدن، پيشنهادِ دادنِ خراج كردند. فرمانروا قبول كرد كه به آنان كمك كند، اما پيشنهاد خراج را نپذيرفت. وي ديوار بزرگي ساخت كه اقوام متخاصم قادر نبودند از آن عبور كنند. اين اقوام تا روز قيامت، آنجا خواهند ماند و خلاصي آنان نشانه‌ي پايان جهان خواهد بود. «جنگ يأجوج و مأجوج» پيش از بازگشت مسيح اتفاق خواهد افتاد.

2) ساتير (Satyr)

ساتيرها در اصل، در تمدن يوناني، به عنوان همراهان پان (خداي آب، مزرعه، جنگل، جانوران و شبانان كه در افسانه‌هاي يونان به شكل بز است) شناخته مي‌شوند. اين موجودات با ربّ‌‌النوع مزارع در افسانه‌هاي روم، تركيب يافته، شكلي نيمه انسان و نيمه بز به خود گرفتند (نيمه‌ي بالاييِ بدن به شكل يك مرد و نيمه‌ي پاييني به شكل بز). گفته مي‌شود ساتيرها موجوداتي دغلباز، اما ترسو هستند. خرابكار و خطرناك، و در عين حال، خجالتي و بزدل‌اند. در زمان هاي قديم، آن‌ها معمولاً روي سرشان دو شاخ داشتند اما نسل‌ جديدشان به جاي شاخ، برآمدگي دارد.

3) آباريمون (Abarimon)

آباريمون، نام يك نژاد افسانه‌اي است كه پاهايشان برعكس است، اما علي‌رغم اين مسئله، مي‌توانند با سرعت بالايي بدوند. آباريمون‌ها در كنار جانورانِ جنگلي زندگي مي‌كردند و از آن‌جايي كه بسيار وحشي بودند، كسي نتوانسته بود آن‌ها را بگيرد. آنان در درّه‌ي عظيم كوه ايمانس (رشته‌كوه‌هاي هيمالياي امروزي در پاكستان) مي‌زيستند. هواي آن منطقه، داراي خاصيت به خصوصي بود، به اين معنا كه اگر كسي در آن هوا تنفس مي‌كرد، قادر به تنفس هواي منطقه‌ي ديگري نبود و ساكنان درّه، هرگز نمي‌توانستند آنجا را زنده ترك كنند. 

برای دیدن  دو موجود دیگر به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته